محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )
176
بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )
سرزمينى پاكيزهء « طوى » ايستادهاى ، و من تو را [ به پيامبرى ] برگزيدهام ، پس به آنچه به تو وحى مىشود گوش جان بسپار ، همانا كه من خداوندم و جز من خدايى نيست ، پس مرا بندگى و پرستش كن و نماز را به ياد من به پايدار » « 1 » موسى با شنيدن اين آواز مبهوت گشت و همهء هوش و حواسش بدان متمركز شد و آنچه را از گم كردن راه و . . . برايش پيش آمده بود . همه را فراموش كرد و ذرهاى از همهء هستىاش به چيز ديگرى توجه نداشت ، ناگاه پرسشى در گوشش پيچيد ، پرسشى كه نيازى به پاسخ نداشت : « موسى ! اين چيست كه در دست تو است ؟ گفت : اين عصاى من است كه بر آن تكيه مىكنم و با آن براى گوسفندانم برگ فرو مىتكانم و با آن نيازهاى ديگرى را نيز برآورده مىسازم . فرمود : موسى ! آن را به زمين بيفكن [ و چون موسى آن را ] به زمين افكند ، ناگاه مارى شد در جنب و جوش و گردش و پيچش . فرمود : بگيريش و بيم نداشته باش كه آن را به گونهء نخستينش باز مىگردانيم و دستت را در بغلت كن تا بىآن كه بدى و بيماريى [ چون پيسى ] بدان رسيده باشد ، سپيد و رخشان بيرون آيد و آيه و نشانهء ديگرى [ براى تو باشد ] تا اين كه پارهاى از نشانههاى بزرگتر و شگرفتر خود را به تو بنمايانيم ، به سوى فرعون برو كه او از در سركشى درآمده است . گفت : پروردگارا ! سينهام را گشاده كن و كارم را آسان ساز و گره از زبانم بازگشا تا سخنم را دريابند و از خانوادهام برايم دست يارى بگمار ، برادرم هارون را و با او پشتم را استوار دار ، و او را در اين كار با من انباز و همكار كن تا تو را بسيار ستايش و نيايش كنيم و تو را بسيار ياد كنيم ، همانا كه تو بر ما بينايى ، فرمود موسى ! [ آسوده باش ] كه آنچه مىخواستى به تو داده شد » . « 2 »
--> - روى بوده كه پيشينيان با پاى برهنه طواف كعبه مىكردهاند ؛ و برخى گفتهاند از اين روى بوده كه پاهايش با برخورد بدان زمين مبارك متبرك گردد ؛ و برخى گفتهاند شايد از اين روى كه كفشهايش از پوست الاغ دباغى نشده بوده است ؛ برخى نيز آن را رمز و نماد دانسته و گفتهاند : كفشهايت را درآور ، يعنى دلت را از دوستى خانواده و مال و منال تهى ساز ( بنگريد به تفسير ابى سعود ، 6 / 7 ؛ مختصر تفسير ابن كثير ، 2 / 471 ) . ( 1 ) . « فَلَمَّا أَتاها نُودِيَ يا مُوسى * إِنِّي أَنَا رَبُّكَ فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ إِنَّكَ بِالْوادِ الْمُقَدَّسِ طُوىً * وَ أَنَا اخْتَرْتُكَ فَاسْتَمِعْ لِما يُوحى * إِنَّنِي أَنَا اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدْنِي وَ أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْرِي ( سورهء طه ، آيات 11 - 14 ) . ( 2 ) . « ما تِلْكَ بِيَمِينِكَ يا مُوسى * قالَ هِيَ عَصايَ أَتَوَكَّؤُا عَلَيْها وَ أَهُشُّ بِها عَلى غَنَمِي وَ لِيَ فِيها مَآرِبُ أُخْرى * قالَ أَلْقِها يا مُوسى * فَأَلْقاها فَإِذا هِيَ حَيَّةٌ تَسْعى * قالَ خُذْها وَ لا تَخَفْ سَنُعِيدُها سِيرَتَهَا الْأُولى * وَ اضْمُمْ يَدَكَ إِلى جَناحِكَ تَخْرُجْ بَيْضاءَ مِنْ غَيْرِ سُوءٍ آيَةً أُخْرى * لِنُرِيَكَ مِنْ آياتِنَا الْكُبْرى * اذْهَبْ إِلى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغى * قالَ رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي * وَ يَسِّرْ لِي أَمْرِي * وَ احْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسانِي * يَفْقَهُوا قَوْلِي * وَ اجْعَلْ لِي